نقد تمایز علم از وجود ذهنی در معرفت شناسی صدرایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

2 عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی/پژوهشکده حکمت معاصر

3 دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی

10.22034/iw.2019.193062.1340

چکیده

یکی از تفسیرهای رایج در معرفت شناسی صدرایی دیدگاهی است که علیرغم پایبندی به نگاه وجودیِ صدرا در تبیین حقیقت علم، فاصله معناداری در دیگر فروع و احکام بحث، از قبیل نسبت میان علم و وجود ذهنی، تعیین مصداق معلوم بالذات در علم حصولی و دیگر مسائلی از این دست، با مواضع صریح مرحوم آخوند دارد. کلید اصلی این اختلافات، قول به تفکیک و مغایرت وجودی میان علم و وجود ذهنی است و نتایجی که از این تفکیک حاصل می شود ظلیّت وجود ذهنی نسبت به علم، معلوم بالذات دانستن وجودِ علم و معلوم بالعرض دانستن وجود ذهنی است. لیکن، ما در این بررسی نشان خواهیم داد که تفکیک مذکور در نزد صدرا صرفاً جنبۀ اعتباری داشته و علم و وجود ذهنی از نظرگاه او اتحاد وجودی دارند و برخلاف تفسیر فوق الذکر، این وجود ذهنی است که در علم حصولی معلوم بالذات است و ظلیت آن نسبت به موجودات خارجی است نه وجودِ علم.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Critique of the Distinction between Knowledge and Mental Existence in the Sadra’s Epistemology

نویسندگان [English]

  • Mohammad Yazdani 1
  • Azam Ghasemi 2
  • Gholamreza Zakiany 3
1 Institute for Humanities and Cultural Studies, Tehran, Iran
2 Institute for Contemporary Philosophy, Institute for Humanities and Cultural Studies, Tehran, Iran
3 Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran
چکیده [English]

One of the common interpretations of Sadra's epistemology is a view that, despite adherence to Sadra's existential look in explaining the truth of knowledge, has a meaningful difference in the other issues and results of the discussion, such as the relation between knowledge and mental existence, the determination of the essential known in the acquired knowledge and other similar issues, with Sadra's explicit opinions. The core of these differences is the belief in the separation and existential otherness between knowledge and mental existence, and from the results of this separation, we can point out that mental existence is in the shadow of knowledge, and the existence of knowledge is essential known, and the mental existence is accidental known. However, we will show in this study that the separation for Sadra is merely conventional, and that knowledge and mental existence from his point of view have an existential unity, and contrary to the above interpretation, this is the mental existence which is essential known in the acquired knowledge, and it is in the shadow of external beings, not the existence of knowledge.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Knowledge
  • mental existence
  • essential known
  • Mulla Sadra
  • Javadi Amoli