<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جاویدان خرد</title>
    <link>http://www.javidankherad.ir/</link>
    <description>جاویدان خرد</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ابن عربی و اشاعره؛ مسئله جبر و اختیار</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_239377.html</link>
      <description>این پژوهش با استناد به متون اصیل عرفانی و کلامی به بررسی دیدگاه ابن عربی در مسئله جبر و اختیار و مقایسه آن با دیدگاه اشاعره می‌پردازد. یافته های تحقیق نشان می‌دهد عرفان اسلامی با تکیه بر مبانی عرفانی، تحلیلی متفاوتی از مسئله جبر و اختیار ارائه می‌دهد که آن را نمی توان در هیچ یک از مکاتب کلامی رایج مانند اشاعره و معتزله یافت. ابن عربی با نقد نظریه &amp;amp;laquo;کسب&amp;amp;raquo; اشاعره، عدم تأثیرپذیری عرفان را از اشاعره نشان می دهد. همچنین، نظریه &amp;amp;laquo;تفویض&amp;amp;raquo; معتزله را نیز نادرست می داند. در نهایت، او نظریه &amp;amp;laquo;امر بین الامرین&amp;amp;raquo; را در خوانش عرفانی ارائه می‌دهد که براساس آن، فعل انسان دارای دو حیثیت وجودی و تعینی است و به صورت همزمان به حق (به لحاظ وجودی) و انسان (به لحاظ تعینی) نسبت داده می‌شود. بدین ترتیب، ابن‌عربی بدون گرایش به جبر محض یا تفویض مطلق، مسئله جبر و اختیار را حل‌وفصل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شرّ ساختاری و تأنیث: مطالعه‌ای تطبیقی در بازنمایی زنانگی از سنت عرفانی کلاسیک تا مکتب ابن‌عربی</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_241830.html</link>
      <description>مسئله شرّ و رنج در عرفان اسلامی بیشتر در قالب مباحث وجودشناختی و اخلاقی بررسی شده است، اما یکی از لایه‌های کمترکاویده‌شده آن، پیوند این مسئله با زنانگی و نقش آن در شکل‌دهی به شرّ ساختاری جنسیتی است. در بخش مهمی از سنت عرفانی کلاسیک و در آثار عرفایی چون غزالی، سنایی، عطار، جامی و مولوی، زنانگی با نمادهایی چون نفس، دنیا، شهوت و فتنه، پیوند خورده و همین زبان نمادین در شکل‌گیری و تداوم نابرابری‌های جنسیتی و تولید رنج ساختاری نقش داشته است. در مقابل، مکتب ابن‌عربی با تکیه بر مبانی وحدت وجود، تأنیث را قاعده بنیادی تجلّی و شرط امکان ظهور می‌داند و تفاوت زن و مرد را امری اعتباری و تابع مراتب ظهور، نه حقیقت انسان، تفسیر می‌کند. این پژوهش با روش تحلیلی&amp;amp;ndash;تطبیقی و مقایسه میان متون عرفانی کلاسیک و دستگاه وجودشناختی ابن‌عربی نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از رنج جنسیتی محصول سوء‌فهم نسبت به تأنیث و تبدیل آن به سلسله‌مراتب ارزشی بوده است. نتایج نشان می‌دهد که بازخوانی هستی‌شناسی تأنیث در مکتب ابن‌عربی می‌تواند مبنایی درونی و رهایی‌بخش برای نقد ساختارهای تبعیض‌آمیز، بازسازی فهم عرفانی از زنانگی و صورت‌بندی نوینی از رابطه میان شرّ، رنج و عدالت جنسیتی فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ریخت‌شناسی تطبیقیِ تجلّی الهی در تحلیل ساختاریِ &amp;laquo;شجرة‌الکون&amp;raquo; ابن‌عربی و &amp;laquo;درخت حیات&amp;raquo; قبالایی</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_241831.html</link>
      <description>مسئلهٔ هستی‌شناسی و تبیین ساختار تجلّی در دو سنت عرفانی اسلام و قبالا از بنیادی‌ترین محورهای اندیشهٔ عرفانی است؛ با این حال، &amp;amp;laquo;درخت&amp;amp;raquo; به‌مثابه الگوی نمادین ادراک وجود، هنوز جایگاه روشمند خود را در خوانش‌های تطبیقی نیافته و نسبت‌های آن میان شجرة‌الکونِ ابن‌عربی و سفیروتِ زوهر به‌درستی واکاوی نشده است. پژوهش حاضر با رویکرد هرمنوتیک تطبیقیِ ساختاری، برای نخستین‌بار شبکهٔ مفهومیِ &amp;amp;laquo;دانه‌کن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حقیقت محمدیه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عین‌سوف&amp;amp;raquo; را تحلیل می‌کند تا منطق جریان وجود و نسبت جزء و کل در دو شجرهٔ عرفانی را بازسازی نماید. روش پژوهش بر خوانش تطبیقی ساختار تجلّی به‌مثابه الگوی زایش هستی از وحدت استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هرچند هر دو نظام، هستی را کلّی زنده و یگانه می‌دانند، اما تفاوت در سازمان فیضان، جایگاه انسان و جهت‌گیری تجلّی، دو منطق متمایز از &amp;amp;laquo;توحید وجودی&amp;amp;raquo; پدید می‌آورد. بر این اساس، درخت ابن‌عربی و درخت زوهر دو ریخت مکمل از &amp;amp;laquo;زایش هستی از وحدت&amp;amp;raquo; و دو زبان متفاوت برای بیان نسبتی واحد‌اند: یکی در افق نزول حق، دیگری در افق صعود انسان. مسئلهٔ هستی‌شناسی و تبیین ساختار تجلّی در دو سنت عرفانی اسلام و قبالا از بنیادی‌ترین محورهای اندیشهٔ عرفانی است؛ با این حال، &amp;amp;laquo;درخت&amp;amp;raquo; به‌مثابه الگوی نمادین ادراک وجود، هنوز جایگاه روشمند خود را در خوانش‌های تطبیقی نیافته و نسبت‌های آن میان شجرة‌الکونِ ابن‌عربی و سفیروتِ زوهر به‌درستی واکاوی نشده است. پژوهش حاضر با رویکرد هرمنوتیک تطبیقیِ ساختاری، برای نخستین‌بار شبکهٔ مفهومیِ &amp;amp;laquo;دانه‌کن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حقیقت محمدیه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عین‌سوف&amp;amp;raquo; را تحلیل می‌کند تا منطق جریان وجود و نسبت جزء و کل در دو شجرهٔ عرفانی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیر عرفان و حکمت شیعی ابن عربی در مثنوی " بحرالاسرار"</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_241832.html</link>
      <description>موضوع عرفان و حکمت شیعی، نفس ناطقه و وصال به کمال مطلوب در حد توان بشر است. در این باره اندیشه های قاطع و تأویل گرایانۀ محی الدین ابن عربی درباره خاتم ولایت که از منظر تفکر عرفانی شیعی همان امام است، صرف نظر از دیدگاه بسیاری از اندیشمندان درباره سنی بودن او، بسیارمؤثر است. در این راه، پس از ابن عربی، عارفان و عالمان زیادی ظهور کردند و آثارمعتنابهی پدید آوردند که بررسی آثار آنها به گونه ای با اندیشه های شیخ اکبر و مکتب وحدت وجود، مرتبط است. یکی از این آثار، تفسیر منظوم بحرالاسرار از محمد تقی مظفر کرمانی، (مظفر علیشاه)، است که سورۀ حمد را بر اساس اندیشه وحدت وجود به نظم کشیده است و بُعد ولایی انسان کامل را تبیین می کند. در طی این پژوهش، روشن خواهد شد که از دیدگاه او، عرفان و حکمت شیعی با توجه به نظرات ابن عربی در چه جایگاهی قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجلی نظریه انسان کامل ابن عربی در رمان معاصر عربی(مطالعه موردی رمان‌های جبل قاف و موت صغیر)</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_241833.html</link>
      <description>نظریه انسان‌کامل یکی از اساسی‌ترین موضوعات در اندیشه ابن عربی محسوب می‌شود و بن‌مایه شکل‌گیری داستان‌های عرفانی عربی بوده است. بررسی آثار ادبی ناظر به زندگی و نظریات ابن عربی، علاوه برآشکارکردن تکنیک‌های به کارگیری مفاهیم عرفانی و آموزه‌های تصوف در قالب داستان و در حوزه ادبیات، نوعی روش برای فراگیری مفاهیم انتزاعی عرفان را برای مخاطبان فراهم می‌سازد. بنابراین، جستارحاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با هدف بررسی آموزه‌های مرتبط با نظریه انسان‌کامل همچون قوس نزول و صعود و تأنیث خلاق، به واکاوی دو رمان جبل قاف و موت‌ صغیر پرداخته است. نتایج نشان می‌دهد که رمان جبل قاف با طرح موضوعاتی چون اسماء الهی و استعاره مفهومی کتابخانه، قوس نزولی انسان کامل را به تصویر کشیده است. درحالی که رمان موت‌صغیر در قالب سفر قهرمان به ماجرای تلاش‌های ابن عربی در راه یافتن اوتاد خود توجه داشته و به تلاش او در تکمیل قوس‌صعود برای رسیدن به مقام قطبیت پرداخته‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحقیقی درنسبت أحدیت با الوهیت از دیدگاه ابن‌عربی</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_243303.html</link>
      <description>پژوهش حاضر تبیین چرایی تعابیر متنوع و گاه متناقض ابن‌عربی از مقام أحدیت و نسبت آن با مرتبه الوهیت است؛ تعابیری که موجب قرائت‌های متفاوت شارحان مکتب او در باب جایگاه أحدیت در مراتب غیب شده است. پرسش اصلی آن است که ابن‌عربی چگونه از یک‌سو أحدیت را عین ذاتِ غیب‌الغیوب و ورای هر نسبت با خلق می‌داند و از سوی دیگر از اولین مرتبه تجلی در ساحت الوهیت، به احتساب اسماء و صفات، با عنوان أحدیت سخن می‌گوید و این دو سطح ظاهراً ناسازگار را در یک نظام هستی‌شناختی واحد جمع می‌کند. هدف پژوهش، بازخوانی نظام‌مند آثار ابن‌عربی برای تبیین تعابیر مختلف از أحدیت در نسبت با الوهیت در دو سطح هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی و رویکرد خلقی و حقی او به این اصطلاح است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل اسنادی ـ کتابخانه‌ای است؛ بدین معنا که با استخراج تعابیر ابن‌عربی درباره أحدیت از فتوحات مکیه، فصوص‌الحکم و رسائل مرتبط، و نیز تحلیل دیدگاه برخی شارحان، مفاهیم کلیدی، طبقه‌بندی و تحلیل مفهومی شده‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد که رویکرد ابن‌عربی به أحدیت و استفاده او از تعابیر و توصیفات متفاوت برای آن برآمده از اعتبار دو وجه ذاتی و خلقی برای عالم الوهیت بوده و بسیاری از موارد تناقض‌نما در عبارت‌های ابن‌عربی ناشی از غفلت از این دوگانگی روشی است. بنابراین أحدیت در اندیشه ابن‌عربی نه یک مرتبه یگانه، بلکه نحوه‌های متفاوت حضور ذات در مراتب غیب و نیز نحوه مواجهه عبد در شناخت آن مرتبه است. این‌گونه أحدیت در نسبت با الوهیت، الگویی تازه برای فهم توحید و نسبت حق و خلق عرضه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از شیخ اکبر تا شیخ کبیر تبیین وحدت وجود در رسالۀ &amp;laquo;التسویه بین الافاده و القبول&amp;raquo;</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_243304.html</link>
      <description>شیخ محب‌الله الله‌آبادی، معروف به شیخ کبیر، از جمله مروجان و شارحانِ نامی مذهب شیخ اکبر، محی‌الدین ابن‌عربی در هندوستان است. لبّ عقاید وحدت وجودی شیخ کبیر را در یکی از آثار کِهین در وزن اما مهین در بطنِ وی به نام &amp;amp;laquo;رساله التسویه بین الافاده و القبول&amp;amp;raquo; می‌توان دنبال کرد که پیش از همه، خود به فارسی شرحی بر آن نگاشته است. رسالۀ مزبور گرچه در فضای فکری، اجتماعی و سیاسی آن دوره، هنگامه‌ای به‌پا کرد تا آنجا که با ردّیه‌هایی متعدد تخطئه شد، اما وجود نسخ متعدد از آن و تعداد شروح و تفاسیر نشان ازاعتبار و اهمیت این اثر دارد. این جستار به روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به رسالۀ التسویه و نیز مکتوبات شیخ، به دسته‌بندی و تحلیل عقاید محب‌الله در خصوص وحدت وجود، مبتنی بر طریقت فکری ابن‌عربی اختصاص دارد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که از این رساله، هشت مقولۀ مهم از اصل وحدت وجود قابل استحصال است که عبارتند از: حقیقت یکتایی وجود و سریان آن در جمیع صور و اشیاء، عینیت واجب‌الوجود با ذات، علم شهودی و حصولی، نسبت روح محمدی و جبرئیل، نسبت واجب و ممکن، ، خلق مدام و تسویه مفید وجود و قابل وجودو اهتمام عرفا به شرع و عرف.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جبر یا اختیار؟ از منظر مکتب &amp;laquo;ابن عربی&amp;raquo; و پیروان آن</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_243305.html</link>
      <description>شالودۀ اصلیِ عرفان نظریِ ابن عربی و پیروانش نظریۀ &amp;amp;laquo;وحدت وجود&amp;amp;raquo;، و یا به تعبیر دقیق‌تر &amp;amp;laquo;وحدت موجود&amp;amp;raquo; است.این دیدگاه لوازم و نتایجی دارد که به تصریح ابن عربی و معتقدانِ مکتب وی، یکی از آنها مجبور بودنِ انسان و نفی اختیار او است؛ دیگری تفسیری خاص از &amp;amp;laquo;توحید افعالی&amp;amp;raquo; است؛ لازمۀ بعدی نظریۀ &amp;amp;laquo;وحدت موجود&amp;amp;raquo; است که چون &amp;amp;laquo;غیر از خدا&amp;amp;raquo; موجود دیگری نیست، پس اساساً انسانی (یا موجود دیگری) به عنوانِ &amp;amp;laquo;غیر خدا&amp;amp;raquo; وجود ندارد که بگوییم مجبور یا مختار است، و به بیان دیگر، بحث از مجبور یا مختار یا مُفَوَّض بودن یا نبودنِ انسان، از بابِ &amp;amp;laquo;سالبۀ به انتفای موضوع&amp;amp;raquo; است.مقالۀ حاضر به تبیین و تحلیل و ارزیابی نظریات مذکور، می‌پردازد و با ذکر تصریحات ابن عربی و قائلان و شارحان وی به این لوازم و نتایج، نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;اختیار انسان&amp;amp;raquo;، جایگاهی در نظام عرفان نظریِ وی ندارد و مکتب وی از مصادیقِ نظریاتِ &amp;amp;laquo;جبرگراییِ معتدلِ اشاعره&amp;amp;raquo; و بلکه &amp;amp;laquo;جبرگراییِ مطلقِ جهمیه&amp;amp;raquo; است؛ نظریاتی که نه با علم حضوری انسان به خود و احوالاتش سازگار است، ونه با عقل و فطرت و وجدان انسان. افزون بر اینها، مکتب ابن عربی در موضوع جبر و اختیار، چه از حیث نگاهِ ابزارانگارانه به انسان (در تفسیر وی از توحید افعالی)، و چه از منظرِ &amp;amp;laquo;سالبۀ به انتفای موضوع انگاشتنِ&amp;amp;raquo; &amp;amp;laquo;جبر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تفویض&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اختیار&amp;amp;raquo; در مورد انسان و دیگر مخلوقات (در نظریۀ &amp;amp;laquo;وحدتِ موجودِ&amp;amp;raquo; وی)، با نصّ صریح آیات و احادیثِ بی‌شمار منافات دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>من این حروف نوشتم چنان که غیر نخواند بررسی دلالت های علم الحروف در اندیشه ابن عربی و تیتوس بورکهارت</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_243481.html</link>
      <description>دانش &amp;amp;laquo;علم الحروف&amp;amp;raquo; که در میان مسلمانان به &amp;amp;laquo;سیمیا&amp;amp;raquo; نیز شهرت دارد، دانشی است ناظر به تصرفات معنوی و مباحث مابعدالطبیعه، و با علوم زبانی نظیر علم‌اللغة نزد سیبویه و خلیل بن احمد تفاوتی بنیادین دارد. این دانش در مکتب ابن عربی، با تأثیر از اندیشه‌های اخوان‌الصفا و ابن‌مسره اندلسی، به ساختاری معرفتی و فلسفی دست یافت. ابن عربی با بهره‌گیری از تأویل‌های پیچیده و ذوق کشفی، تحولی ژرف در مبانی و روش‌های علم الحروف پدید آورد و از سطح طلسمات و جفر فراتر رفت. او حروف را موجوداتی زنده و صاحب معنا، مأموریت و تأثیر هستی‌شناسانه دانست که همچون امتی الاهی، شریعت و پیامبری خاص دارند. از دیدگاه وی، هر حرف واجد معنایی درونی و مرتبه‌ای تکوینی است که درک آن معادل با شهود حقیقت اسماء الهی است. این نگرش، علم الحروف را از حوزه‌ی علوم غریبه به مرتبه‌ای عرفانی و فلسفی ارتقا داد. پژوهش حاضر به بررسی روند این تحول در اندیشه‌ی ابن عربی و تأثیر آن بر میراث فکری و تمدنی مسلمانان می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش آموزه های ابن عربی پیرامون انسان، ماه و آیینه درفالنامه تهماسبی( 9 ه.ق) (مطالعه موردی: نگاره شق القمر)</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_243549.html</link>
      <description>نگاره شکافته شدن ماه بوسیله پیامبر اسلام(ص) که برگی از فالنامه تهماسبی(1550) است و هم اکنون در کتابخانه دِرسدِن آلمان نگهداری می شود، دربردارنده نمادهای رنگی، تصویری و عددی ویژه ای است که خوانش معانی پنهان این نگاره را شایان می سازد. این پژوهش که با روش کیفی و توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته است، به میانجی داده های کتابخانه ای و با نگاهی تاویلی در پی دستیابی به سازمایه های زیباشناختی آموزه های ابن عربی و بازتاب نگرش وی از نگاشته ها به نگاره ها است. پیوستگی معنایی انسان کامل و آیینگی، خویشیِ مفهوم آیینه با ماه، بازتاب معنی ولی در ماه کامل، چهره مادینه ماه و رویه جمالی آفرینش، مفهوم خط استوا و قرینگی در آموزه های حروفیه، بازتاب دیالکتیک جمال و جلال، تنزیه و تشبیه، نمادگرایی عدد40، 50، 28و14، تقارن در چهره انسانی ماه بسان یک بنیان و اصل زیباشناختی و... از جمله یافته های خوانشِ این نگاره هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Reciprocity of &amp;lsquo;Influence&amp;rsquo; and the Five Presences: Jāmī&amp;rsquo;s Golden Chain and Ibn al-ʿArabī&amp;rsquo;s Bezels of Wisdom</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_243720.html</link>
      <description>The Reciprocity of &amp;amp;lsquo;Influence&amp;amp;rsquo; and the Five Presences:Jāmī&amp;amp;rsquo;s Golden Chain and Ibn al-ʿArabī&amp;amp;rsquo;s Bezels of WisdomThis article investigates how ʿAbd al-Raḥmān Jāmī (d. 898/1492), conceptualizes the principles of influence (taʾthīr) and receptivity (taʾaththur) in Silsilat al-Dhahab through the lens of Ibn al-ʿArabī&amp;amp;rsquo;s (d.638/1240) Fuṣūṣ al-Ḥikam and the doctrine of the Five Presences. Through an intertextual, ontological, and phenomenological approach, the study argues that Jāmī&amp;amp;rsquo;s reception of Akbarian thought is not limited to doctrinal transmission, but constitutes a sustained reflection on the ways in which beings act upon, receive from, and are transformed by one another across the spiritual, imaginal, and corporeal realms. By examining Jāmī&amp;amp;rsquo;s poetic treatment alongside Ibn al-ʿArabī&amp;amp;rsquo;s metaphysical exposition, the article demonstrates that influence functions not merely as an ontological principle, but also as an ethical and spiritual framework for the cultivation and refinement of the soul.Keywords: Silsilat al-Dhahab, Fuṣūṣ al-Ḥikam, taʾthīr, taʾaththur, Five Presences.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Unfolding of Beauty: The Concepts Mercy, Cover, and Adornment in Ibn &amp;lsquo;Arabī Thought</title>
      <link>http://www.javidankherad.ir/article_243721.html</link>
      <description>The Unfolding of Beauty: The Concepts Mercy, Cover, and Adornment in Ibn &amp;amp;lsquo;Arabī ThoughtBeauty carries meanings that unify the conceptual network necessary to understand Ibn &amp;amp;lsquo;Arabī thought. There are two dimensions of beauty: one pertaining to the Haqq (the Real) and the other to the servant. The meaning of beauty varies depending on these dimensions. The relationship between the Haqq and the servant diversifies based on beauty and mercy and takes different shapes and forms. These changes are covered by veils, but at the same time, they reveal themselves clearly to the eyes that see and the ears that hear. It prompted the author to ask, &amp;amp;ldquo;How is the nexus between beauty and mercy in Ibn &amp;amp;lsquo;Arabi thought revealed in the realm of human experience?&amp;amp;rdquo;. The intention is to illustrate that beauty in its aspect of Haqq is closely tied to mercy and elucidate how this mercy and beauty are revealed in the realm of human experience.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
