این پژوهش با استناد به متون اصیل عرفانی و کلامی به بررسی دیدگاه ابن عربی در مسئله جبر و اختیار و مقایسه آن با دیدگاه اشاعره میپردازد. یافته های تحقیق نشان میدهد عرفان اسلامی با تکیه بر مبانی عرفانی، تحلیلی متفاوتی از مسئله جبر و اختیار ارائه میدهد که آن را نمی توان در هیچ یک از مکاتب کلامی رایج مانند اشاعره و معتزله یافت. ابن عربی با نقد نظریه «کسب» اشاعره، عدم تأثیرپذیری عرفان را از اشاعره نشان می دهد. همچنین، نظریه «تفویض» معتزله را نیز نادرست می داند. در نهایت، او نظریه «امر بین الامرین» را در خوانش عرفانی ارائه میدهد که براساس آن، فعل انسان دارای دو حیثیت وجودی و تعینی است و به صورت همزمان به حق (به لحاظ وجودی) و انسان (به لحاظ تعینی) نسبت داده میشود. بدین ترتیب، ابنعربی بدون گرایش به جبر محض یا تفویض مطلق، مسئله جبر و اختیار را حلوفصل میکند.