گروه معارف، دانشکده الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
10.22034/iw.2026.565280.1868
چکیده
مسئله شرّ و رنج در عرفان اسلامی بیشتر در قالب مباحث وجودشناختی و اخلاقی بررسی شده است، اما یکی از لایههای کمترکاویدهشده آن، پیوند این مسئله با زنانگی و نقش آن در شکلدهی به شرّ ساختاری جنسیتی است. در بخش مهمی از سنت عرفانی کلاسیک و در آثار عرفایی چون غزالی، سنایی، عطار، جامی و مولوی، زنانگی با نمادهایی چون نفس، دنیا، شهوت و فتنه، پیوند خورده و همین زبان نمادین در شکلگیری و تداوم نابرابریهای جنسیتی و تولید رنج ساختاری نقش داشته است. در مقابل، مکتب ابنعربی با تکیه بر مبانی وحدت وجود، تأنیث را قاعده بنیادی تجلّی و شرط امکان ظهور میداند و تفاوت زن و مرد را امری اعتباری و تابع مراتب ظهور، نه حقیقت انسان، تفسیر میکند. این پژوهش با روش تحلیلی–تطبیقی و مقایسه میان متون عرفانی کلاسیک و دستگاه وجودشناختی ابنعربی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از رنج جنسیتی محصول سوءفهم نسبت به تأنیث و تبدیل آن به سلسلهمراتب ارزشی بوده است. نتایج نشان میدهد که بازخوانی هستیشناسی تأنیث در مکتب ابنعربی میتواند مبنایی درونی و رهاییبخش برای نقد ساختارهای تبعیضآمیز، بازسازی فهم عرفانی از زنانگی و صورتبندی نوینی از رابطه میان شرّ، رنج و عدالت جنسیتی فراهم آورد.