سهروردی ابتدای کتاب حکمه الاشراق خویش را به مباحث منطقی اختصاص میدهد و در آنجا به نوآوریهایی در مسائل منطقی دست زده و برخی دیدگاه منطق سنتی را به چالش میکشد. همچنین در بخشهای دیگری از حکمه الاشراق و نیز در دیگر آثار اشراقیاین فیلسوف قواعد و اصولی مطرح میشوند که به نحوی از انحاء به علم منطق مربوط میشوند. دراین مقاله در پی آشکارسازی بصیرتهای تازهای در مورد برخی ازاین اصول و قواعد با تحلیل آنها در زمینه کلی روش شناسی فلسفه اشراق هستیم. دراین راستا مشابهتهای جالب توجهی با منطق شهودگرا، و مبانی فلسفی آن به خصوص دیدگاه پادواقعگرایانه به منطق مشاهده میشود. مقابلهاین نظریات معاصر با منطق مفروض در پس استدلالهای اشراقی سهروردی نکات فلسفی مهمی را از هر دو طرف آشکار میکند.بعد از بحثی درباره اینکه فلسفه اشراق و همینطور شهودگرایی مبتنی بر روشی سوبژکتیویستی هستند به تحلیل مورد به مورد شباهت های مذکور می پردازیم.