دانشیار دانشکده چندرسانه ای، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز ، ایران
10.22034/iw.2026.528175.1843
چکیده
نقطه قوت حکمت خالده، در دنیای معاصر با تنشهای فرهنگی، سیاسی و فکری آن تکیه بر اشتراکات و زمینهسازی برای گفتگوی فرهنگی ملتها و ادیان است. اما این رویکرد دارای خوانشهای متفاوتی است. در این میان، نسبتسنجی حکمت متعالیه ملاصدرا با این نظریه، مسئلهای است که این پژوهش با روش تحلیلی-تطبیقی به آن میپردازد. تعیین جایگاه دقیق آن در میان مدلهای حکمت خالده خلأیی است که این تحقیق در صدد پر کردن است. بنابراین پرسش اصلی تحقیق عبارت است از اینکه نسبت آرای ملاصدرا با اقسام حکمت خالده و پرنیالیزم نرم چیست؟
یافتههای تحقیق نشان میدهد که ملاصدرا کشف شهودی و برهان عقلی را به عنوان دو مسیر موازی با وحی برای دستیابی به حقیقت به رسمیت میشناسد. اگرچه او با هدف کشف حقایق مشترک، مشابهات موجود در تجارب عرفانی را میپذیرد، اما تمایزات بنیادین میان ادیان الهی و بشری را نادیده نمیگیرد. از منظر او، حقیقت همچون دریایی عمیق است که افراد از سنتهای گوناگون میتوانند گوهرهایی را از اعماق متفاوت صید و مشابهت هایی را در تجارب معنوی خود بیابند و همین اشتراکات موضوع گفتگو و تعامل باشد. در ادیان الهی از باطن شریعت و در ادیان بشری، با «حریت» از عقاید باطل و برای جوامع سکولار با هوش معنوی بالا و جذبه الهی میتوان به حکمت دست یافت. این موضعگیری را براساس وجودشناسی صدرایی، میتوان «وحدت تشکیکی حکمت» نامید. در این تحقیق تفاوتهای رویکرد ملاصدرا با پرنیالیزم نرم بیان شد.